تبليغاتX
وب لاگ شخصی سجاد زوارقی

وب لاگ شخصی سجاد زوارقی

وبلاگی در باب موطنم ملکان، رشته ام حسابداری، و سایر مطالب جنبی

افتخارآفرینی مجدد شاهین در سطح ملی: انتخاب به عنوان جوان نمونه کشوری و تقدیر از طرف رئیس جمهوری

در پی کسب افتخارات شاهین در سطح ملی و بین المللی روز یکشنیه سی ام فرودین ماه ۱۳۸۸ مصادف با روز میلاد حضرت علی اکبر و روز جوان از وی به عنوان جوان نمونه کارآفرین تجلیل به عمل آمد. همانطور که در تصویر مشاهده می فرمایید ایشان جایزه خود را از دست رئیس جمهور محترم جناب اقای دکتر احمدی نژاد، رئیس دفتر مقام معظم رهبری حجه الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی و معاون رئیس جمهوری و رئیس مرکز ملی جوانان حجه الاسلام علی اکبری دریافت کرد. کسب این مقام ملی را به وی پدر و مادر و همشهریان تبریک عرض می کنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 11:4  توسط سجاد زوارقی  | 

ما زنــــده بر آنــــيم کـــه آرام نـــگيريم


موجـــيم که آسودگي ما عــدم ماست!



  
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 14:58  توسط سجاد زوارقی  | 

بسیج و روحیه بسیجی از نگاه دکتر قالیباف

دکتر قالیباف یکی از معدود اشخاصی است که می تواند در زمینه روحیه بسیجی صحبت کنند چرا که سالها توفیق مجالست با این عزیزان را داشته و حال نیز از به این دوران از حیات خود افتخار می کند. متن زیر برگرفته از وب سایت شخصی ایشان به ادرس http://www.ghalibaf.ir/   می باشد:

شايد سخن گفتن از «بسيج» به اندازه هيچ موضوعي، براي من كه سالها با بچه هاي بسيج هم نفس بوده ام، مشكل نيست.
با آنها هم نفس باشي، كنار سنگرهايشان تا صبح پاسباني كني، ميان خنده هايشان، يك دم گريه كني و بال در بال رفتنشان ميان آسمان ها را با ديدگان كم فروغت ناظر باشي، مجالي به تو نمي دهد تا بتواني از آنها «سخن» هم بگويي. در گفتمان «بسيج» سخن گفتن اصلاً جايي نداشت، تنها «سكوت» معني داشت و سخن گفتن نشان از «خود ديدن» بود پس كسي سخن نمي گفت: «تا ديده شود» 

براي من در مورد: «سخن نگفتن بسيجي» سخن گفتن بسيار سخت است و شايد محال. اينجا هم نمي خواهم چيزي از خود بگويم و تنها: آنچه بود را بايد روايت كنم. 

چندي پيش در گوشه اي بياني ديدم از همسر معظم شهيد باكري كه: «حميد دنيا را از چشم من انداخت»، احساس كردم كه گويي سالها اگر مي خواستم حرف بزنم، بيشتر از اين چيزي نداشتم كه بسيجي يعني: «حميد باكري كه دنيا را از چشم همه ما انداخت» و اين بود كه امام (ره) عزيزمان گفت: «تنها افتخار من در اين دنيا اين است كه بسيجي ام» زيرا امام (ره) در دنيا تنها «بي ارزش بودن دنيا» برايش ارزش بود، انگار كه در اين دنيا تنها «حميد» برايش مي ارزيد. 
بقیه در ادامه مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 0:17  توسط سجاد زوارقی  | 

قضا و قدر، بدشانسی یا .... شما قضاوت کنید.

در لیست ذیل فهرستی از 25 مورد مرگ عجیب و غریب را می آورم. 1) آرنولد بنت: داستان نویس انگلیسی(۱۸۶۷،۱۹۳۱) وی برای آنکه ثابت کند آب شهر پاریس از نظر بهداشتی کاملا سالم است، یک لیوان از آن را خورد و در اثر تیفوئید ناشی از آن در گذشت! ۲) آگاتوکلس: (خودکامه سراکیوز ۳۶۱، ۲۸۹ ق.م) در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد. ۳) آلن پینکرتون: (موسس آژانس کارآگاهی آمریکا ۱۸۱۹، ۱۸۸۴) هنگام نرمش صبحگاهی به زمین خورد و زبانش لای دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقاریای ناشی از این زخم درگذشت. ۴) آیزادورا دانکن: (رقاص آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۲۷) هنگامی که در اتومبیل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبیل گیر کرد و گردنش شکست و خفه شد. ۵) اسکندر کبیر: (پادشاه مقدونی ۳۵۶ ،۳۲۳ ق.م) به دنبال دو روز میگساری و عیاشی در اثر تب درگذشت. ۶) الکساندر: (پادشاه یونان ۸۹۳،۱ ۱۹۲۰) یک میمون خانگی گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت. ۷) تامس آت وی: (نمایشنامه نویس انگلیسی ۱۶۵۲، ۱۶۸۵) مرد فقیری بود. به دنبال روزها گرسنگی سرانجام یک گیته به دست آورد و با آن یک دست پیچ گوشت خرید و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول گلو گیرش شد و خفه اش کرد! ۸) تامس می: (مورخ انگلیسی ۵۹۵،۱ ۱۶۵۰) بر اثر بلعیدن غذای زیادی، خفه شد. ۹) جان وینسون: (ماجرا جوی بریتانیا ۱۵۵۷، ۱۶۲۹) وی در ۷۲ سالگی از اسب به زمین افتاد و میخی وارونه بر زمین افتاده بود، در سرش فرو رفت. ۱۰) جروم ناپلئون بناپارت: (آخرین بناپارت آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۴۵) در سنترال پارک نیویورک، پایش به زنجیر سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخم های حاصله در گذشت. ۱۱) جورج دوک کلارنس: (انگلیسی ۱۴۴۹،۱۴۷۸) به دستور برادرش ریچارد سوم در خمره شراب خفه شد. ۱۲) جیمز داگلاس ارل مورتون: (۱۵۲۵،۱۵۸۱) بوسیله دستگاهی شبیه گیوتین که خودش آن را به اسکاتلندیان معرفی کرده بود، سر بریده شد. ۱۳) رودولفونی یرو: (ژنرال مکزیکی ۱۸۸۰، ۱۹۱۷) اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگینی طلاهایی که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد. ۱۴) زئوکسیس: (نقاش یونان قرن پنجم ق.م) به تصویری که از یک ساحره پیر کشیده بود آنقدر خندید که یکی از رگ هایش پاره شد و مرد! ۱۵) ژراردونرال: (نویسنده فرانسوی ۱۸۰۸ ،۱۸۵۵) با بند پیشبند، خودرا از تیر چراغ برق خیابان حلق آویز کرد. ۱۶) فرانسیس بیکن: (۱۵۶۱،۱۶۲۶) براثر گرفتاری در یک سرمای ناگهانی گرفتار شد و درگذشت. ۱۷) فالک فیتز وارن چهارم: (بارون انگلیسی ۱۲۳۰، ۱۲۶۴) در بازگشت از یک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالک که زره پوشیده بود، در درون زره اش خفه شد. ۱۸) کلادیوس اول: (امپراتور روم ۵۴ ب م. ۱۰ ق.م) با یک پر آغشته به سم خفه شد. ۱۹) کنت اریک مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ۱۸۶۰، ۱۸۹۵) این انگلیسی در اثر خشم ناشی از مستی، با سیخ بخاری به دوستش حمله کرد، اما خودش توی بخاری افتاد و سوخت. ۲۰) گریگوری یفیموویچ راسپوتین: (۱۸۷۱،۱۹۱۶) وزنه ای به بدنش بستند و در رود نوا غرقش کردند. ۲۱) لایونل جانسن: (شاعر انگلیسی ۱۸۶۷ ،۱۹۰۲) از روی چهارپایه پشت بار به زمین افتاد و در اثر زخمهای حاصله در گذشت. ۲۲) لنگی کالیر: (کلکسیونر آمریکایی ۱۸۸۶،۱۹۴۷) در خانه خود و در تله ای مهلک درگذشت. تله را برای دستگیری دزدان کار گذاشته بود. ۲۳) مارکوس لیسینیوس کراسوس: (سیاستمدار رومی ۱۱۵، ۵۳ ق.م) این رهبر بدنام و صراف رمی به دست سربازان پارتی با ریختن طلای مذاب در حلقش درگذشت. ۲۴) هنری اول: (پادشاه انگلیسی ۱۰۶۸،۱۱۳۵) در اثر افراط در خوردن مارماهی دچار ناراحتی روده شد و مرد. ۲۵) یوسف اشماعیلو: (کشتی گیر ترک) بر اثر سنگینی طلاهایی که به کمرش بسته بود در دریا غرق شد. چون نتوانست به راحتی شنا کند. شما چه قضاوتی در مورد این نوع مرگ ها دارید. آیا این نیست که مرگ هر لحظه در کمین ما نشسته است و فاصله یک زنده تا یک مرده خیلی ناچیز است و احتمال دارد با چیزی که حتی احتمال وقوع ان بسیار ضعیف است شخصی جانش را از دست دهد. پس قدر حیاتمان را بدانیم و نیم نگاهی هم به سرای باقی داشته باشیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 0:17  توسط سجاد زوارقی  | 

نگاه به اسلام و تشیع از عینک خانم تازه مسلمانی به نام سهیلا آرین

بسيار شنيده‌ايد كه عاشق، ره صدساله را يك شبه طي مي‌كند. افسانه نيست، در عصر پوچ‌گرايي و بي‌ديني برآمده از فرهنگ زندگي غربي، ناگهان در قلب ينگه دنيا، دست عشق بر قلب يك انسان مي‌نشيند تا عاشق‌ترها نجات پيدا كنند.
مگر نه اين‌كه شيطان قسم خورده بنده را از بندگي‌اش دور كند، اما خداوند عرش عظيم، دست بندگان خالص و عاشق را سفارشي مي‌گيرد؟

آنچه مي‌خوانيد، هنر عاشقي يك زن ایرانی اتریشی آمریکایی است که با یک ایرانی ازدواج کرده است و حدود چهار سال است که به دین اسلام گرویده است ولی اطلاعاتش از اسلام ، قران نهج البلاغه و سایر رفرنسهای اسلامی بسیار بیش از اطلاعات ماست.

او از تحصیلات عالیه دانشگاهی در امریکا برخوردار است و نگاه وی به اسلام آمیزه ای از عشق، محبت و عرفان است. وی زنی است که منيت خود را به پاي بندگي هزينه كرده است و به قول خودش این منیت را در درگاه واحد متعال ذبح کرده است

 برنامه تلویزیونی وی را «كوله پشتي» شبكه سوم چندین و چند بار به جوانان ايراني نشان داد، و سی دی ان در بازار به فروش می رسد و این برنامه مجددا در عصر سالروز شهادت صدیقه کبری مجددا به نمایش درآمد زني كه از انتها مي‌گويم تا با اين زن عاشق، بهتر آشنا شويد.

مي‌گويد: يك بار در زندگي‌ام برابر همسرم زانو زدم تا اجازه دهد به زيارت امام حسين(ع) بروم. همان شب در خيريه افطاري ايتام در دو شله زرد كه نام امام حسين(ع) و اميرالمؤمنين(ع) نوشته بود، به ايشان گفتم، آقا! پسرت من را دعوت نمي‌كند، ولي خواهش مي‌كنم نام من را در ليست دوستدارانش بنويسيد.

شب كه به منزل آمدم، استاد اخلاق كلاسي كه مي‌رفتم، خبر داد به خلاف خبر قبلي كه جايي براي من نبوده، جا هم فراهم شده، چون به واسطه ايشان قبلا استخاره كرده بودم و عالي آمده بود. به علي (همسرم) اصرار كردم، او دايم مي‌گفت: مكه yes، كربلا No.

زن نتوانست به شوهرش چيره شود تا اين‌كه گفت: همه مي‌گويند Yes، علي آرين مي‌گويد: No؟ اميرالمؤمنين مشكلم را حل كرده، امام حسين، دعوت كرده،‌ اما تو مي‌گويي، نه!

سرانجام شوهرم موافقت كرد تا شب 27 رمضان بالاي سر امام حسين(ع) باشم و نيمي از وجودم را در بين‌الحرمين جا بگذارم، انگار در رويا بودم.

سهيلا مسعودفر آرين، دختري كه در هشت سالگي از ايران به اتريش مي‌رود، ابتدا در آمريكا، فارغ‌التحصيل دانشگاه مامايي از دانشگاه USC مي‌شود و از خانواده پولدار كه همواره به خاطر زيبايي و ثروت، زبانزد اطرافيان و جامعه بوده‌اند، با يك اتفاق ساده، چنان متحول شد كه اكنون بي‌واسطه با خدا راز و نياز مي‌كند.

خودش مي‌گويد: منيت را پشت سر گذاشتم. وضعيت مالي، ماشين‌هاي رنگارنگ، تحصيلات، هيكل، قد، زيبايي، بچه‌ها، كيف 2000 دلاري، لباس‌هاي مارك شانل، كفش‌هاي گران‌قيمت همه و همه را به يك‌باره كنار گذاشتم، چون ديگر برايم مزه‌اي نداشت.

در واقع او از روزي كه دريافت 35 سال با منيت زندگي كرده و مرده‌اي بيش نيست، متحول شد. همان‌گونه كه يك بار در زندگي به خاطر امام حسين(ع) در برابر شوهرش زانو زد، عاشقي بزرگ‌تري هم داشت.

به خاطر اين‌كه در آمريكا زندگي مي‌كرد، حجاب برايش معني نداشت، ولي وقتي خواست حجاب بگذارد، به قول خودش، اسماعيل خويش را قرباني كرد تا به خدا نزديك شود و حجاب چادر براي زني كه زندگي غربي در گوشت و پوستش رسوخ كرده و به قول خودش زندگي شيشه‌اي را ساخته بود، حكم تاج بندگي پيدا كرده و اين را به منتقدان خود هم گوشزد مي‌كند.

حادثه بزرگ زندگي سهيلا از يك روز عصر آغاز شد كه براي ورزش روزانه به سر كمد نوارهايش رفت و بي‌اختيار نوار يكي از دوستان شوهرش را برداشت و به ورزش رفت.
مي‌گويد: احساس كردم مردي صحبت مي‌كرد، اما چيزي متوجه نمي‌شدم تا اين‌كه به آيه‌اي رسيد كه خداوند مي‌‌گفت: فكر نكن همه اينهايي كه داري مال خودت است، همه از قدرت من است!

زندگي‌ام به هم ريخت و مثل سفره‌اي تكانده شد و همه را قطعه قطعه كرد. دو ساعت در همان محل ورزش گريه مي‌كردم و توان بازگشت به منزل را نداشتم. قبول كردم به ايران بيايم، با اين‌كه بسيار سخت بود.
يك بار غربت را در هشت سالگي در اتريش تحمل كردم و اين بار به خاطر روح خودم و سواي وجودم، تصميم گرفتم به همراه همسرم به ايران بيايم.

از خانواده‌ام دور شدم، ارتباط با اطرافياني كه بيست سال آنان را نديده بودم، خيلي سخت بود اما همان روز از مغازه‌اي دفترچه‌اي خريدم و براي خدا نامه نوشتم يا به اصطلاح ايميل زدم و درددل كردم.

عاشقي اين زن آن‌چنان هم آسان نيست. پس از سال‌ها دوري و ديدن خانواده‌اش به خاطر اعتقادات شخصي به عروسي برادرش نرفته و وقتي دليل آن را جويا مي‌شوي، مي‌گويد: رضايت خدا در آن مجلس رعايت نمي‌شد. مشروب سرو مي‌شد و اين با اعتقادات من مخالف بود.

از طرفي حجاب من را نه متوجه مي‌شدند، نه درك مي‌كردند، ولي من براي خود اعتقاداتي داشتم.
سهيلا مسعودفر آرين وقتي به ايران آمد، به زبان فارسي مسلط نبود و در عوض زبان انگليسي، اسپانيايي و آلماني را به دليل سكونت، دانشگاه و دوران كودكي خوب مي‌دانست، اما چون حتي دوست ايراني نداشت، فارسي را كامل بلد نبود.

البته به دليل اصرار پدرش در نوشتن نامه فارسي خط خوبي دارد و نوشتن را فراموش نكرده است.
اما پدر سهيلا يك اصرار ديگر و آموزش بزرگ‌تر ديگر هم داشت كه بي‌شك موجب عاقبت به خيري او شد. پدرش به هر سه فرزند خود نماز ياد داده بود، ولي تنها سهيلا بود كه نماز مي‌خواند.

هرچند خودش مي‌گويد، «معني آن را نمي‌فهميدم و فقط انجام مي‌دادم و گاهي منظم نبود و به خاطر كار ترك مي‌كردم». ولي بي‌شك همان نماز، دست اين زن پاك‌نيت را گرفت.

امروز اين زن ايراني با تسلط به قرآن و نهج‌البلاغه، اميدوار است، الگويي مناسب براي فرزندانش باشد كه اسير منجلاب دنيا نشوند.
آيا مي‌توان باز هم باور كرد، بي‌قيدي و بي‌بندوباري، محصول جبر زمانه زندگي ماست! دست‌كم انديشه در زندگي خودمان و اطراف، حرف‌هاي زيادي براي ما دارد.

حب امام حسين را در خون خود داريم و قدر آن را نمي‌دانيم!
علاقه به ائمه و محبت خالص خانواده پيامبر را داريم، اما چرا براي جلاي قلب خود تلاش نمي‌كنيم؟
شايد براي ما عادي شده و شايد هم غفلت و غفلت و غفلت!

اما مي‌توان همچون اين زن عاشق غبطه خورد كه؛
ـ اي كاش، ما هم به خاطر حرم امام حسين و بين‌الحرمين زانو مي‌زديم!
ـ اي كاش، ما هم به عشق سفر به حريم حسين به نيت دلان كنار سفره افطار نماز عشق مي‌خوانديم!
ـ اي كاش ما هم براي خدا نامه بنويسيم و بدانيم او خداوند عرش عظيم است و ما بنده كوچك او!

با پیگیری لینک ذیل می توانید فیلم گفتگوی وی را داونلود کنید.

http://www.oroojesfahan.com/modules.php?name=Downloads&op=getit&lid=24

از طریق لینک ذیل نیز می توانید مصاحبه دیگری از وی را مطالعه کنید

http://bashgah.qurancity.ir/blogs/sadeghi/archive/2006/08/01/791.aspx

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 17:33  توسط سجاد زوارقی  | 

عکسهایی از مراسم استقبال از دانشمند و افتخار جوان ملکانی دکتر شاهین زوارقی

البته باید از زحمات جمعی از اعضای شورای شهر و شهروندان محترم در مراسم استقبال از افتخارمان متشکر بود:

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 10:20  توسط سجاد زوارقی  | 

افتخار آفرینی مجدد دکتر شاهین زوارقی

درخشش دکتر شاهین در سایتهای سوئسی هم بازتاب داشت. در سایت سوئس اینفو به آدرس http://www.swissinfo.ch در طی گزارشی از جشنواره اختراعات ژنو با ذکر معدود اکتشافات به نمایش در آمده در این نمایشگاه بین المللی به اختراع دکتر شاهین تحت عنوان اکستازی اسلامی می پردازد و می نویسد:

And for anyone wanting to stay awake there is Islamic ecstasy, a herbal drink developed by Shahin Zavaraghi from Iran, made from a secret recipe of 20 different herb essences

متن کامل این گزارش را می توانید در آدرس ذیل ببینید:

http://www.swissinfo.ch/eng/news/science_technology/The_weird_and_wonderful_on_show_in_Geneva.html?siteSect=511&sid=8925973&rss=true&ty=st

لازم به ذکر است که دکتر شاهین در طول برگزاری نمایشگاه بین المللی اختراعات سوئیس که در ژنو برگزار می شود دو مدال طلا و نقره برای دو اختراع اخیر خود (اکستازی اسلامی و پماد گیاهی ضد لک) دریافت و دکترای افتخاری و دیپلم افتخار این جشنواره را از آن خود کرد و مجددا برای ملکان، آذربایجان و ایران افتخار آفرین شد.

مجددا این موفقیت را به ایشان و همشهریان عزیز تبریک عرض می کنم. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 9:39  توسط سجاد زوارقی  | 

ناگفته هایی در مورد آب زمزم

 یک دانشمند ژاپنی کشف کرده است که آب زمزم دارای خصوصیات منحصر به فردی است که در آبهای معمولی دیگر یافت نمی شود.

به گزارش پایگاه خبری تقریب، دکتر "مساروا ایموتو"، دانشمند ژاپنی تأکید کرد: تحقیقات علمی بسیاری که به وسیله تکنولوژی نانو بر روی آب زمزم انجام شده است، نشان می دهد هیچ یک از خواص این آب قابل تغییر نیست و اگر یک قطره از آب زمزم به 1000 قطره از آبهای معمولی اضافه شود، آن آبها خواص آب زمزم را به دست خواهند آورد.

این دانشمند تحقیقات بسیاری را بر روی آب زمزم انجام داده و به این نتیجه رسیده است که آب زمزم، آبی با برکت و منحصر به فرد است و بلورهای آن شبیه هیچ آب دیگری نیست و به هیچ وجه خواص آن تغییر نمی کند.

وی که پایه گذار نظریه تبلور ذرات آب است، می گوید: جمله "بسم الله الرحمن الرحیم" که در قرآن کریم وجود دارد و مسلمانان آن را در ابتدای کارهای خود یا در هنگام غذاخوردن و یا موقع خواب بر زبان می آورند، تأثیر عجیبی بر بلورهای آب دارد.

به گزارش سایت محیط، وی می افزاید: زمانی که بسم الله الرحمن الرحیم گفته می شود، تغییرات عجیبی در بلورهای آب رخ داده و آنها بسیار زیباتر می شوند، لذا می توان با گذاشتن کاستی از تلاوت قرآن کریم در کنار آب، آن را زیباتر و با صفاتر نمود.


+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 9:49  توسط سجاد زوارقی  | 

آیا می دانستید که ايراني‌ها بدون مدير بهتر كار مي‌كنند؟؟؟

بنا بر يافته‌هاي يك تحقيق در جامعه‌شناسي صنعتي كه در اختيار خبرنگار «تابناك» قرار گرفته، پرسنل صنعتي ايراني، از بالاترين بهره‌وري در نيمه نخست فروردين ماه برخوردارند.

بنا بر اين تحقيق كه در تعدادي از صنايع با توليد مداوم و بدون تعطيلي مانند صنايع پتروشيمي انجام شده است، بالاترين دوره بهره‌وري سالانه در نيمه نخست فروردين ماه ـ كه عملا بخش مديريت و ستادي اين واحدها تعطيل است ـ رخ مي‌دهد و در اين دوره، بيشترين توليد و كمترين نقص فني و خرابي رخ مي‌دهد.

در واحدهاي مورد مطالعه، نيمه نخست فروردين ماه داراي بيشترين توليد در ايام سال و كمترين خرابي بوده است كه مطالعات نشان مي‌دهد مهمترين دليل آن، عدم وجود مديريت ارشد و پرسنل ستادي در كنار افزايش اعتماد به نفس و خودشكوفايي كارگران، سرپرستان و پرسنل فني مي‌باشد كه به علت عدم وجود مديران، بار مسئوليت عملا بر عهده اين گروه گذاشته مي‌شود.

يافته اين مطالعه جامعه‌شناسي صنعتي نشان مي‌دهد، كارگران، تكنسين‌ها و سرپرستان توليد ايراني به دليل ضريب هوشي بالا، اگر مورد اعتماد قرار گرفته و بار مسئوليت بر عهده آنها گذاشته شود، عملا بهره‌وري بهتري را نسبت به مديران بر جا خواهند گذاشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 9:47  توسط سجاد زوارقی  | 

روایت جاسبی از مخالفت ها با دانشگاه آزاد (قابل توجه دانشجویان دانشگاه ازاد اسلامی واحد ملکان)

جاسبی معتقد است بزرگ ترين وجه مخالفت ها با دانشگاه آزاد اسلامی، سياسی بوده است. البته او معتقد است اين قضیه مربوط به الان هم نيست.

به گزارش «فردا»، عبدالله جاسبی که با ویژه نامه نوروزی اعتماد درباره دانشگاه آزاد مصاحبه کرده است در خصوص ترکیب هیات موسس جدید این دانشگاه گفته است: هيات موسس جديد، همگي از وزن سياسي بالايي برخوردارند. چون ما از ابتدا سطح کار را خيلي بزرگ مي ديديم. البته خودمان هم فکر نمي کرديم، روزي دانشگاه آزاد اسلامي بزرگ ترين و گسترده ترين دانشگاه دنيا بشود، اما پيش بيني مان يک کار بزرگ بود. لذا هيات موسس هم بايد يک نهاد وزين و متشکل از شخصيت هاي برجسته مي بود که متناسب با حجم کاري که پيش بيني مي کرديم، باشد.

وی افزود: دليل دوم آنکه سال هاي اول انقلاب تفکر دولتي بر همه چيز حاکم بود. اصلاً صحبت از بخش خصوصي و دفاع از اين موضوع جرم تلقي مي شد. آن موقع دانشگاه آزاد اسلامي مي خواست خط شکني کند. بنابراين خيلي جو سنگين بود. من صراحتاً عرض مي کنم اگر حمايت حضرت امام(ره) نبود، اين هيات موسس هم حريف فشارها نمي شد. امام بود که در چند مرحله راه را باز کردند. يک بار آن هديه يک ميليون توماني که امام براي دانشگاه آزاد اسلامي به آقاي هاشمي دادند که اين خود به نوعي به معني تاييد کار بود. بار ديگر ديداري که هيات رئيسه آن موقع با امام داشتند و ايشان سخنان بسيار مهمي مطرح کردند که در واقع هم تبيين استراتژي دانشگاه آزاد بود که ما هنوز هم بر اساس آن حرکت مي کنيم و هم تاييد آن.

رئیس دانشگاه آزاد افزود: مرحله بعد هم زماني که در دوره مجلس سوم دوباره تفکر دولتي شدن جدي شده بود و فضايي درست شده بود که ما واقعاً تحت فشار قرار گرفته بوديم و مشکلات جدي براي ما به وجود آمده بود، به نوعي که من گمان مي کردم خود همين هيات موسس هم نمي تواند از عهده آن بربيايد. من گزارشي خدمت امام دادم که امام دو کار کردند؛ يکي در سخنراني خود به دانشگاه آزاد اسلامي اشاره کردند و گفتند که مردم مي خواهند مدرسه و دانشگاه آزاد اسلامي داشته باشند، شما نظارت کنيد، مخالفت نکنيد. يکي ديگر اينکه امام بنده را به عنوان رئيس دانشگاه آزاد اسلامي به عضويت در شوراي عالي انقلاب فرهنگي منصوب کردند که اين هم به نوعي تاييد دانشگاه آزاد اسلامي بود. براي اولين بار بود که رئيس يک دانشگاه به عنوان يک شخصيت حقوقي عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي مي شد.

جاسبی در ادامه با بیان اینکه از سال 61 دائماً ما در معرض تهاجم بوده ايم، منتها اين هجمه ها شدت و ضعف داشت، اظهار داشت: چيزي که مي خواهم بگويم اين است که ما در طول اين بيست و شش سال، دوران پرفراز و نشيبي را پشت سر گذاشته ايم. مثلاً در مجلس سوم، در مجلس ششم و مثلاً اواخر مجلس پنجم، دوره اول اصلاحات خيلي تهاجمات زياد بود. ما همواره به شکل ها و شيوه هاي مختلف مشکلات داشتيم. آن اوايل اعتراضات خيلي هم جا مي افتاد.

عبدالله جاسبی در ادامه با سیاسی خواندن مخالبف ها با دانشگاه آزاد افزود: بزرگ ترين وجه مخالفت ها با دانشگاه آزاد اسلامي، سياسي بوده است. اين مربوط به الان هم نيست. از همان روز اول مهم ترين مخالفت ها جنبه سياسي داشت. يادم هست گروهي که نمي خواهم نام ببرم، در آن اوايل مخالف دانشگاه آزاد اسلامي بودند، کساني بودند که به شدت مخالف حزب جمهوري اسلامي بودند. البته بعضي ها هم از روي دلسوزي مواردي را مطرح مي کردند که برخي از آنها الان جزء طرفداران پر و پا قرص دانشگاه آزاد اسلامي هستند.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 2:0  توسط سجاد زوارقی  |